تبليغاتX
مهرشاه
... امید به پادشاهی تمام عالم داشت ...
مدتی دارم روی نوت این آهنگ کار می کنم

بگذر ز من ای آشنا
چون از تو من دیگر گذشتم
دیگر تو هم بیگانه شو
چون دیگران با سرگذشتم
میخواهم عشقت در دل بمیرد
میخواهم تا دیگر  در سر  یادت پایان گیرد
بگذر ز من ای آشنا
چون از تو من دیگر گذشتم
دیگر تو هم بیگانه شو
چون دیگران با سرگذشتم
هر عشقی میمیرد
خاموشی می گیرد
عشق تو نمی میرد
باور کن بعد از تو دیگری
در قلبم جایت را نمی گیرد
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 20:12  توسط محسن امیری بشلی  | 



آهای اهالی آرزو
گرگ غفلت تمامی فرصت ها را درید
آهای اهالی آرزو من چوپان دروغگو نیستم
آهای اهالی آرزو چه چیز شما را سنگ کرده
آهای اهالی آرزو
                    ..........
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 6:40  توسط محسن امیری بشلی  | 

رفیق پیاده شو اینجا ایستگاه آخر است!
حالا کمی برای فهمیدن اینکه مسیر  اشتباهی ست  دیر است.
رفیق پیاده شو ...



+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 23:8  توسط محسن امیری بشلی  | 

همه دنیا بخواد و تو بگی نه
نخواد و تو بگی آره... تمومه
همین که اول و آخر تو هستی
به محتاج تو محتاجی حرومه

تو همیشه هستی اما این منم که از تو دورم
من که بی خورشید چشمات مثل ماهِ سوت و کورم
نمیخوام وقتی تو هستی آدمه آدمکا شم
چرا عادتم تو باشی؟ میخوام عاشق ِ تو باشم
تازه فهمیدم به جز تو حرفِ هیشکی خوندنی نیست
آدما میان و میرن هیشکی جز تو موندنی نیست
منو از خودم رها کن تا دوباره جون بگیرم
خسته ام از این امله خسته, من میخوام جنون بگیرم

همه دنیا بخواد و تو بگی نه
نخواد و تو بگی آره... تمومه
همین که اول و آخر تو هستی
به محتاج تو محتاجی حرومه
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 22:20  توسط محسن امیری بشلی  | 

خدایا از تو ممنونم که به دست توانمند زور مانع از به گناه افتادن مردم می شوی ، خدایا من مسلمانم من از تو ودینت جز آرامش ندیدم چرا ! اجازه می دهی عده ایی با نادانی مانع از این زیبایی شوند چرا اجازه می دهی کمترین حقوق یعنی آزادی خصوصی نیز با نام تو از دست مردم گرفته شود !
تو دانای مطلقی پس حتما دلیلی در این هست که من نمی دانم .
ای کاش روزی بیاید که همه از روی شادی و نیاز به تو سراغت بیایند نه از اجبار زور و تحقیر !
مشکل از دولت و نظام سیاسی خاصی نیست ، مشکل نبود فرهنگ در کل جامعه است.
امروز این را با تمام وجود احساس کردم مثل هر روز .
پ.ن : ببخشید که سرتون رو درد آوردم !

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 19:6  توسط محسن امیری بشلی  |