درخت
فکر می کنم درخت شده باشم ، عجیب این است که گنجشکها هم به بودن با من عادت کرده اند ! اخیرا یک سوال دارم آیا درخت ها هم عاشق می شوند ؟ آنقدر می دانم که عاشقشان می شوند آخر آن روز ها که آدم بودم خودم عاشق یک درخت شدم خیلی هم درخت بدی نبود فقط مشکلش این بود که درخت بود نه تکان می خورد نه حس داشت شب به یاد او می خوابیدم غافل از این که درخت ها یاد ندارند این درخت ها را باید برید چوبشان را سوزاند اینها فقط بلدند زیبا شوند و بزرگ !
محسن امیری
قلبِ مرده را عشق نآید
این خروشیدن ز چیست
پیر شو دل پیر شو ، ای نابکار
این جوانی ها ز چیست
نیستِ عشق در نارسیدن هاست
این جهان هم پر ز نیست
گو به دیده هر جدایی هم ز عشق
هست زجرو
هست زجرو ، نیست نیست !