تبليغاتX
مهرشاه
... امید به پادشاهی تمام عالم داشت ...

به چمنزار خیالم بر گرد

بخدا قسم

پرواز دگر تکراریست

من و تو راز ابریشم را

به نگاه یک صبح

و به پرواز در یک زوج خیال

در خواهیم یافت

و صدایم کن

که آفاق به آن لحظه ی مرموز  

چه بد ، محتاج است

و بدان این را خوب

که منتظر رقص اساطیری تو

خواهم ماند

به چمنزار خیالم بر گرد

جای جولان تو را هیچ

گلی تنگ نکرد

جز تن سرد و تاریک و بد یک تردید

 

همین تمام !

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 22:29  توسط محسن امیری بشلی  | 

 

عجب شهاب بارانی بود دیشب 

انگار تمام فرشته ها باهم سرود شادی  سر داده بودند

انگار هیچ عاشقی خدانگهدار تلخ را تجربه نمی کرد

انگار تمام شاعران از گل و بلبل می گفتند

انگار شیطان دیشب در بند بود

انگار آفتابگردان ها مهربان شده بودند

انگار ثانیه ها دیگر برای رفتن عجله نداشتند

همه جا بوی فرشته می داد ,  شاید

همه مریم بودند و دقایق همه آبستن مسیح

آری دیشب مسیح من متولد شده بود 

و در کنارش تمام پیامبرکان تا خود صبح به شادی می پرداختند

چه افسانه شبی بود دیشب و چه جاودانه می شدند

آنان که دیشب عطرش را در آغوش  می گرفتند

انگار همه می بوسیدند او را

و پیاله پیاله می نوشیدند حس بودنش را

انگار دیشب کودک سیب به دست ٬ با پدر می رقصید

آنان چیزی را حس می کردند که ما قرن ها در جستجویش بودیم

و من قلم به دست از رخ مریم ٬ آواز رسم می کردم

که بادیدن اینهمه زیبایی چگونه بال می زد

و چقدر فرشتگان خالصانه  بدن خود را در طبق اخلاص می گذاشتند

براستی چه عریانی زیبایی بود

و صبح حاصل نور هم آغوشی ها

خدا تمام وحی هایش را دیشب پس گرفت

و به جای آن عاشقانه به زمین نگاه می کرد

آنهمه زیبایی ٬ دیشب ستارگان را به تمسخر گرفت

تمام شب چشم باز ستارها به زمین نگاه می کردند

و شهابها با تمام وجود می باریدند تا آسمان را آبیاری کنند

و چفدر افسانه ایی و ناآرام بودیم

آری دیشب مسیح من هر لحظه متولد می شد

من از تمام خوبی های دیشب این را برایت مشق کردم

وتمام سبد های خانه ی مان را پر کردم از سیب درخت ممنوعه

ولی اینبار با اجازه ی خدا

و فردا شب دعوت می کنم تمام کودکان سرخ دل را

به یک بغل سیب سرخ ممنوعه

اینبار

آزاده  آزاد

و می دانم فردا شب خدا هم در کنار ما خواهد بود

و تمام اینها بخاطر مسیح من است

که دیشب متولد شده بود

 

همین تمام

+ نوشته شده در  شنبه نهم تیر 1386ساعت 9:3  توسط محسن امیری بشلی  |