تبليغاتX
مهرشاه
... امید به پادشاهی تمام عالم داشت ...
شاید بعد از مدت ها برای اولین بار بود که می دیدم مایکروسافت یک آپدیت جدی تو سایتش گذاشته

البته منکر مدیاپلیر نمی شم ولی واقعا ازنظر امنیت مایکروسافت واقعا روی این ورژن آِی  ایی کار کرده

از نظر من ورژن ۷ قشنگترین ورژن ie سادست چند تا تب داره و واقعا full content support ولی آیا واقعا این ورژن تهدیدی برای firefox فکر نمی کنم ! البته مدیر جدید پروژه اعلام کرده که قصد نداره ie رو تحمیل کنه ولی ظاهرا یک سری کنش جدید از مایکروسافت خواهیم دید ! این داستان اونجایی جالب می شه که Firefox 2 RC1 وارد بازی می شه ! البته شانس ie به علت سرعتش هنوز کمه باید بشینیم و ببینیم !

به قول دوستم

IE! if its not lack of mony lack of brain 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام مهر 1385ساعت 21:57  توسط محسن امیری بشلی  | 

خب خب !

امروز نه می خوام شعر بگم نه می خوام داستان بنویسم می خوام یه سوال بپرسم واقعا چی جوری می شه وب سایت من ۱۰۰۰۰ ویزیتور داشته باشه در مقابل وبلاگم ۳۰۰ تا آخه من یه مطلب تو جفتشون می زارم !؟

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام مهر 1385ساعت 21:28  توسط محسن امیری بشلی  | 

 

نمی دانم شب بود یا خواب

نمی دانم گناه بود یا اتفاق

براستی نمی دانم

نمی دانم کلمه ی شانس را در کدامین املای زندگیم غلط نوشتم که معلم تقدیر آن را از دفتر من خط زد

براستی اندیشیدن برایم ممکن نیست

و ندانستن تنها کلمه ایی است که خوب  می دانمش

عجب تلخ افسانه ایی است این زندگیک من

بی ثبات و آرام

براستی نمی دانم کدامین ساحل در این مواج خاموش ارزش غرق شدن را دارد

ارزش نرسیدن

شاید باور نکنید ولی از بچگی با تمامی زندگی ها آشنا هستم

زندگی کوتاه درد آور

زندگی بلند رقت بار

.زندگی موفق تحو آور

عجب ساز های بی نوایی

براستی نمدانم چه کسی اینهمه اشتباه را مدیریت می کند

چه کسی سکوت و سقوط را هم معنی کرد

براستی نمی دانم

براستی نمی دانم

به چه جرمی آرزو های من همچون تابوت های سیاه متعفن

در دریای ندانم کاری هایم گم شد

براستی نمی دانم !

 

محسن امیری بشلی

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم مهر 1385ساعت 22:3  توسط محسن امیری بشلی  | 

ببینیم
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم مهر 1385ساعت 19:52  توسط محسن امیری بشلی  | 

امروز تولد من البته جشنی نگرفتبم ولی چند نفری یادشون بود . تبریک گفتند ! این خودش جای شکر داشت ! بعد از ۲۱ روز تونستم برم خونمون که این خودش بهترین هدیه برام بود !!!!!

+ نوشته شده در  جمعه هفتم مهر 1385ساعت 12:36  توسط محسن امیری بشلی  |